ادامه وبلاگی با همین عنوان، در پرشین بلاگ؛ که سیستم آن معیوب شد. |
حقیقتاً دشمنی استالین معدوم، با اسلام و ایران، از
یاد کسی نخواهد رفت! وقتی در16سپتامبـر1941
(=شهریور1320شمسی) رضا شاه استعـفاء داد و
حکومت را رها نمود، ایران اسلامی مورد اشغـال
کمونیست های استالینی و انگلیـسیان روباه صفـت
واقع شد واین دو کشور بر امور این ملت نجیـب و
مسلمان، سلطه یافتند و در همه جای ایران، قـوای
خود را مستقرّ نمودند.
پس، سِر ریدِر بولارد(1)-سفیرکبیردولت انگلیس-
همراه اِسمیرنوف-سفیرکبیردولت اتحادی شـوروی
(2)-با دانشمند محترم جناب محمّدعلی فروغی(که
نخست وزیر وقت بود) جلسه ای برگزار نمـوده و
محرمانه به او هـشدار میدهند که باید زمینۀ اعلام
جمهوری(کمونیستی)(*3*) فراهم شود![.........].
ولی، فروغی -این مرد خردمند-بآرامی، درجواب
میگوید: "... اگر جمهوری را اعلام کنیـم، جامعه
دچار آشفتگی دربرنامه های آتیه میشود وعدّه ای
فرصت طلب، زِمام آن را به دست خواهند گرفت
که حتی آسایش(سیاسی)روسیّه وانگلیس را مورد
تهدید قرار میـدهـند و شما را سرگرم داخل ایران
خواهند ساخت!". سپس او (=فروغی)، محرمانه
به من(=کندی، در سن جوانی) نامه ای مینویسد؛
که من نیز به نوبۀ خود، عمل وی را عاقلانه واز
روی حسّ خدمت(به مردم ایران) دانسته[.......]
واکنون نیز برهمین عقیده وفادار هستم! وچون به
پست ریاست جمهوری امریکا برسم،بیـش ازپیـش
[.....] را کمک خواهم کرد، تا بـیاری هم، مذهب
"شیعۀ 12 گانه" (=دوازده امامی) را - پـیـرو آن
مذاکرات ومکاتبات محرمانۀ قبلی(؟)-جهانی کنیم!
در هجدهم همان ماه (=سپتامبر1941= شهریور
1320شمسی)، بالاخره فروغی توانست رضایت
رسمی دولتهای روسیّه وانگلستان را تحصیل کـند
و حکومت[.........] را بنیانگذاری نماید. فروغی
محرمانه از طرح پشت پردۀ من(=کندی) با[....]
وعلیرضا وشخص شریف پیشوای(جهان) اسـلام:
"بروجردی بزرگ" ، خبر داشت (هـرچند در آن
زمان، هنوز آیت الله بروجردی، مرجعـیّت عامّـه
نیافته بودند -ج)، و او(فروغی) با اشتیاق و شور
فراوان، راه را برای ما باز میکرد.
*****************************************
1- Sir Reeder Bullard
2- Smirnov
3- Die Republik
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|