ادامه وبلاگی با همین عنوان، در پرشین بلاگ؛ که سیستم آن معیوب شد. |
...و چون در برخی جلسات، ناچار بودیم آنها را
نیز دعوت کنیم، ابتکار مـن (= حمید رضا) این
بود که بـجـای مشروب الکلی، که در دین اسلام
حرام و (آشامیـدن آن) از گناهان بزرگ (کبیره)
است، نوعی آشامیدنی مرکـّب از آب جــو بدون
الکل (=ماءُ الشـّعیر) و اسانس انگور و رنگهای
مُجاز خوراکی، در ظرفی می ریخـتـیم و اغـلب
متوجّه نمی شدند؛ اگرهم می فهمیدند، می گفتیم:
این نوعی شراب خاصّ، با ترکـیبی جدیـد است!
و دستور(=فتوای) "بروجردی بزرگ" نیز(مثل
تمامی فقیهان اسلام) تحریم آب جـو مست کننده
(=مُسکِر) یا الکل دار بـود، و نه عصارۀ جو(=
ماء الشعیر) (*1*) واین نه تنها ضرری نداشت
وحرام نبود، بلکه منبع ویتامین های "ب" و"ث"
نیز بود؛ که نفعی نیز به بدن ما می رسید.امّا در
مجالس خود آنها، ما عذر طـبّی می آوردیـم، که
چون مشروبات برای معـده و دستگاه گوارش و
عقل واعصاب، ضرر دارند، ما اهل آن نیستـیم.
ما پیوسته، در جلسات بهائیان و دراویش، طرح
سؤالهای شبهه انگـیز و تفرقه افکن می نمودیم،
تا جوانان آنها را به شکّ و تردید اندازیم و آنها
را به راه تحقیق، سوق دهیم ".
**************************************
1- مراجعه شود به مسألۀ 116 توضیح المسائل
مرحوم آیت الله بروجردی.
و همچنین نوشت که: " من (= حمید رضا) چون
خیـلی به مذهـب خود پایـبـنـد بوده و خواهم بـود،
هـنگامی که بهمراه علیرضای عزیز، اذن جنـاب
بروجردی بزرگ را، مبنی برمأموریّت مخفی ما
دونفر درمیان بهائی ها و نیز صوفیان خانقاه، که
کثیف ترین انسانها هستند،اخذ نمودیم، من مطرح
ساختم که: "جناب بروجردی بزرگ؛ هنگامی که
ما درجلسات خاصّی هـستیم، ناچاریم که با زنان
ودختران نا محرم ایشان و یا دیگران، عکس هم
بگیریم و بر سر یک میز یا سفره جمع شویم. در
چنین فرضی تکلیف ما چیست؟"جناب بروجردی
جواب دادند: "شما مأمور به تقیّه(*1*) هستید....
وباید تحمّل کنید؛ که این پاداشی بزرگ برای شما
درپی دارد". و او همیشه برای من(=حمید رضا)
و علیرضا و عباس هـ... و دیگران، این گفتارها
(=احادیث) را میخواند ؛ که پیشوای ششم (=امام
صادق-ع) گفته اند: " تقیّه ، دین من و دین پدران
من است؛ ودین ندارد آنکس که تقیّه ندارد!"(2*)
و پیشوای هشتم(=امام رضا -ع) نیز گفته اند که:
" گرامی ترین شما شیعیان نزد خدا، کسیـست که
بیشتر به تقیّه عمل کند"(*3*)[...................]
******************************************
1- Das Verbergen
(داس فِربرگِن = تقیّه و پنهان سازی عقیدۀ خود)
2- اِنَّ التـَّقِیَّة َ دِینِی وَ دِینُ آبائِی، وَ لا دِینَ لِمَن لا
تقیَّة َ لـَهُ ( وسائل الشـّیعَة، شیخ حرّ عاملی، باب
24 امر بمعـروف و نهی از منکر- حدیث 23 -
ش 21378.
3-همان منبع، همانجا، حدیث 25- ش 21380
(اینشتین درادامۀ نقل قـول از کِنِدی، می نویسد:)
((...ما بخوبی دانسته ایم که اسلام آوردن وشیعه
شدن آقای"وینسِنت هیلِر" آمریکایی، شوهر خانم
فاطمه پـ...که خواهرتنی شاهزاده حمیدرضااست
وگزیدن نام زیبای"علی" برای خود،پس ازاسلام
و ازدواج با فاطمه پـ... ، ثمرۀ مُباحثات دوستانه
ومحققانۀ حمید رضا با وی(= وینسنت هیلر) بود
که در سال 1948 رخ داد و باعث ایمان آوردن
اوبه مذهب شیعه شد.شاهزاده حمیدرضا مشروح
آن مُباحثات را به زبان انگــلیسی روان، در یک
دفترچه برای من(=کندی) فرستاد(*1*)[........]
من نامه هایی ازحمیدرضا پهلوی در دست دارم
که در برخی از آنها نامش را چنین نوشته است:
"ارادتمند- حمید رضا اسلامی". وخود حمیدرضا
برای من نوشت: " من و خواهرم فاطمه، همیشه
علاقمند بودیم که نام فامیلی بهتری را برای خود
انتخاب کنیم که در آن، نامی از اسلام ویا پیامبر
اسلام (ص) و یا امیـر مؤمـنان علی (ع) به کار
رفته باشد ".
*****************************************
1- البته " وینسنت هیلر" آنقدر که مرحوم کـندی
نوشته اند، انسان درستی نبـوده و حمید رضا در
وصیت نامۀ خود اورا به خود فـروشی در مقابل
جاسوسان "کا.گ.ب." و ستم کردن به خواهرش
فاطمه متهم نموده و از او بیزاری جُسـته و حتی
او را لعن و نفرین نموده است ... ( آخرین دفتر
خاطـرات کابوک ، سال1371ش ، ص 200).
( /14/ کِنِدی، از پولهایی که بهائیان وصوفیان،
از شوروی دریافت کـرده انـد تا وقایع ایران را
با دروغ و جعل و تحریف بیامیزند، می گوید: )
(( .......... من (= کندی) حتی اسامی مسئولین
جعل امضاء و نیز جعل اسناد (مربوط به ایران)
در سازمان های"کا.گ.ب."(اطلاعات شوروی)
و " گ. اِر. اُ." (=اطلاعات ارتش شوروی) را
می دانم ؛ که آنها مهارت خاصّی هم در این کار
دارند! .......... )).
( /15/ کِنِدی، خُمس(*1*) را یک نوع مالـیّات
عادلانه و معقول اسلامی دانسته و می گویـد که
خود نیزوجه نقدی را به آیت الله بروجردی(ره)
بابت خمس و در راستای مصالح ایران وبرخی
فقراء آن، پرداخته ؛ و از مصرف آن نیز کاملاً
خبردار بوده و امانتداری آن بزرگوار و برخـی
افراد مأمور توزیع آن، به او ثابت شده است ...
بخشی از متن:)
(( ........... و هنگامی که لیست و فاکتور آنها
را مأمـوران ما به نزد جناب بروجردی بـزرگ
برده؛ و مشاهده شد که بیش ازآنچه که پول داده
بودیم، جنـس، خریداری و توزیـع شـده اسـت و
معلوم شـد که آنهـا از پول خودشان نیز بـر این
بودجه افزوده و فداکاری کرده اند ...........)).
****************************************
1- Das Einfünftel
(داس اَینفونفتِل=خمس)|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|