تبليغاتX
اینشتین و اسلام (Die Erklärung / وبلاگ2)
 
ادامه وبلاگی با همین عنوان، در پرشین بلاگ؛ که سیستم آن معیوب شد.
 

-"سؤال(آلمانی)":

Wer wird knochen und fleisch

lebendig machen nachdem sie

 ?! morsch geworden sind 

(= چه کسی زنده خواهد کرد استخوانها و

گوشت بدن را، پـس از آن که هـمگی آنها

پوسیده و خرد شده اند؟!)

جـمـع کـلّ حروف سـؤال، به عـدد آلـمانی:

3484

"Die Rede"(نطق/استنطاق)=

CÄVQD

***مرحلۀ اوّل، عبارت است از گویا ساختن

(=استنطاق) عدد جمع کلّ؛سپس عدد حروف

وسپس، عدد نقطه های سؤال؛ که باید خیلی

درآنها دقت به عمل آید (وگرنه محاسبه غلط

خواهد بود و جواب بیرون نمی آید).

تعداد حروف این سؤال آلمانی، 66 حرف؛

و تعداد نقاط سؤال، 5 نقطه(وهمگی روی

حرف آی انگلیسی یا ایی آلمانی) بود:

66

Die Rede=OF

5

Die Rede = E

جمع حروف نطق(استنطاق):

CÄVQDOFE

*************************************

(قابل توجه خوانندگان محترم: نظر به اینکه

ترجمۀ دقـیق و تطبیقی آین بخش از رسـالـۀ

مرحوم آلبرت اینشتین، بسیار پیچیده وسخت

بوده و محتاج دقـت و تحقـیق بیشتری است،

لذا چند روزی از خوانندگان عزیز خواستار

مهلت هستیم؛ تا مبادا غلطی در محاسبات و

مراحل این فرمول پیچیدۀ بیـسابقه - که هیچ

کس تا به حال، آلمانی آن را ندیده بود!- رخ

داده و ما مقصّر باشیم. پس شکیبا باشید، تا

چند روز دیگر، بقیّۀ مراحل این فـرمول را

تـا پایان آن - که جوابی آلمانی ظاهـر شده -

برای شما ترجمۀ روان بنماییم- اسکندر/ج).

  نوشته شده در  شنبه 1387/09/30ساعت 2:13  توسط اسکندر جهانگیری 

امّا مضرب هـزارگان - مثل 2000 و 3000 و

بالاتر- را درسمت چـپ هر کدام (از سه حرف

اوملاوُت) مینویسیم؛پس مثلاً، 2000 به یکی از

سه صورت زیر خواهد بود:

یا BÖ یا

وصدگان ودهگان و یکان را به همان

ترتیب که گذشت، در سمت راست آن

هزارگان، قرار میدهیم؛ مثلاً، 2005

BÄE یا BÖE یا BÜE

می شود؛ و همینطور باقی مثال ها...

اکنون بهترست سؤالی به زبان آلمانی

بیاورم، و مراحل ایـن فرمول (=جفر

یا استخراج جواب ازهرسؤال) را بر

روی آن، نمایش بدهم؛ بـاشـد که راز

اصلی آن، به دست کـسی که لایق آن

است برسد،وآن را افشا نکند؛ که من

(اینشتین)،هرگز چنین کسانی را(که

افشای راز میـکنند) نخواهم بخشید!

  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 1:7  توسط اسکندر جهانگیری 

ولی باید دانست که اگر مثلاً عدد اسم یا جمله ای

آلمانی، پس از جمع کل، 1954شـد(*1*)، برای

تعیین عدد هزارگان آن،ممکن است هریک ازآن

سه حرف(آ-اُ-اُو نقطه دار) انتخاب شوند؛ به این

شرح که اگر حروف سؤال یا جمله یا اسم آلمانی

مذکور را،سه تا سه تا، تفکیک کنیم،چنانچه هیچ

باقی نماند،مُسلـّماً حرف اوّل -یعنی آ(نقطه دار)-

وچنانچه یک حرف باقی بماند، سراغ حرف دوم

"اوملاوُت" رفته واُ(نقطه دار) را انتخاب میکنیم؛

و چنانچه دوحرف باقی بماند، سراغ حرف سـوم

"اوملاوت" میرویم، که اُوُ(=یوی نقطه دار)باشـد.

این(ترتیب گزینش ۳ حرف هزارگان)را رعایت

ترتیب ونظم ریاضی حروف و اعداد(در آلمانی)

اقتضا می کند.

پس، مثلاً اگر تعداد حروف جمله، مضربی از3   

باشد(یعنی پس از 3 تا 3 تا طرح کردن، حرفی

باقی نماند)،مثلاً 21 حرف، مسلـّماً هزارگان ما

آ(نقطه دار) است ؛ و 1954 که جمع کل (جمله

یا عبارت آلمانی) بود، این گونه تفکیک میشود:

(Ä=1000)+(900=ß)+(50=N)+(4=D)

(نـطـق/ گویاسازی)ÄßND =Die Rede =

واین را عربها "به نطق آوردن عدد"(استنطاق)

نامیده اند؛ و من (=اینشتین) آنرا "نطق" نامیدم.

ولی، مثلاً اگر تعداد حروف جمله،22حرف بود

وعدد کل، همان1954؛(دراین فرض:باقـی=1)

اینگونه این عدد را به نطق می آوردیم:

          ÖßND

وبالاخره، مثلاً اگر (جمله) 23حرف بود(چون

پس از طرح 3و3، 2حرف باقی میماند)،میشد:

          ÜßND

*****************************************

1- ظاهراً اینشتین از عمد، سال نگارش این اثر

را- که در مقدمه نیز آورده بود- دراینجا دوباره

آورده است - اسکندر جهانگیری.

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 2:0  توسط اسکندر جهانگیری 

امّا آن دو خانۀ انتهائی جدول، یکی را به حرف

"اِس تسِت"(*1*) یا همان دُپـِـلت اِس(دابل اس)

اختصاص میدهیم؛ ودیگـری را بـه "اومـلاوُت"

(*2*)یا همان تغییر آوائی سه حـرف " آ-اُ-اُو"

با دونقطه برروی آنها(*3*)؛ تا نظام 26حرفی

اروپایی-لاتینی را به هم نریخته باشـیم. و چون

حروف صدادار(*4*)ازعمده ترین حروف الفبا

هستند،لذا "اوملاوتِ" آن سه حرف صدادار(3)

مستحـق ّ خانۀ هزارگان (1000) جدول اسـت.

****************************************

1- ß = eszet = 900 (اس تسِت)

این حرف آلمانی،صدای دو حرف اس را دارد.

2- der umlaut (بـرگرفـتـه از اِمالۀ عربی)

3- ä,ö,ü = 1000

4- die vokale (فوکال، یاهمان واکۀ فارسی)

  نوشته شده در  جمعه 1387/09/22ساعت 0:47  توسط اسکندر جهانگیری 

(اینشتین مبنای الفبایی جفر آلمانی را ارائه می دهـد و

می نویسد:) - مقدّمه: چون محاسبات جفر(بوخشتابن)

منطبق بر "کتاب بزرگ جفر"(= جفر جامع) بـوده و

برمبنای 28 حرف الفبایی (عربی) استوار است، من

(:اینشتین) پس از تحقیق واندیـشۀ بسیار، راز تفکیک

28 گانـۀ الفبای زبان آلمانی را این گونه کشف کـردم:

G

7

F

6

E

5

D

4

C

3

B

2

A

1

N

50

M

40

L

30

K

20

J

10

I

9

H

8

U

300

T

200

S

100

R

90

Q

80

P

70

O

60

ÄÖÜ

1000

ß

900

Z

800

Y

700

X

600

W

500

V

400

که عربها آن را عدد "ابجد" می گویند؛ و البته ترتیب

الفبای آنها با مال ما(آلمانی)فرق دارد؛وهمچنین برخی

از حروف الفبا(*1).

*********************************************

1-یعنی برخی ازحروف الفبای عربی،درآلمانی نیست؛

که عبارتـنـد از9 حـرف: ث،ح،ذ،ص،ض،ط،ظ،ع،غ.

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/19ساعت 6:50  توسط اسکندر جهانگیری 

اکنون جهت اثبات حقیقت داشتن این دانش نفیس(جفر)،

من(=اینشتین) سؤالی را به زبان آلمانی،درون فرمولی

از"جفر" میفرستم و راه محاسبۀ جواب، به همین زبان

(آلمانی) را نیز، طیّ مینمایم، و فقط اشاره ای گذرا به

آن خواهم داشت.براستی،اگر بشر ازاین فرمول بزرگ

سوء استفاده نمی نمود، من(=اینشتین) دوست میـداشـتم

که توضیح بخش "مستـَحصَله"(*1*) را درهمین برگها

بنویسم؛ اما یادآوری خاطرۀ تلخ بمب اتم، مانع اینگونه

افشاگری های علمی است!

من(=اینشتین) در اینجا از همان فرمول (جفر) استفاده

کردم که استاد ایدئولوژی(عقاید) من، جناب بروجردی

بزرگوار، آن را برای من ارسال نمـودند. امـا فرمولی

که نیوتون از آن (در جفر انگلیسی) استفاده کـرده بـود

واستخراج سؤال می نمـوده است، از ایـن فـرمـول کـه

شما(=آیت الله بروجردی) ارسال نموده ایـد - چنانکـه

خودتان گفته اید: - سخت تر و وقت گیرتر بوده اسـت.

**********************************************

1- Überdacht (اوبـِرداخت = سرپوشیده)

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت 0:33  توسط اسکندر جهانگیری 

 4= و گفتارها(=احادیثی) بسیار، دراحاطۀ امام

جعفر صادق(ع) بر این علم شگـفت انگیز(جفر)

ثبـت (وارد) شـده، که مجلسی - که آمرزش خـدا

بر او باد - برخی را نقل میکند. ازآن جمـله، در

باب 26 از جلد 11، که در مـورد شاگـردان آن

حضرت و اِذعان سُنـّی و شیعـه به احاطۀ علـمی

آن بزرگوار، گفتارها (=احادیثی) آمده که درآنها

دانش جفر نیز ذکر شـده اسـت(*1*). و آموزگار

مـن(= حمید رضا) ، عالم دینی بزرگوار و فـقیه

پایتخت (:تهران)، جناب "سَیّد احمد خوانساری"

(*2*) - که خـدا سایـۀ او را بر سرمردم تهران

وهمگی ما خاندان پـ... مُستدام بدارد - می گفت:

"جفـر، نام کتابی است که یکی از شاگردان امام

صادق(ع) آنـرا نوشتـه بوده ؛ و نام «جعفر» را

فشـرده ساخته، حرف دوم آن(:ع) را انداخته، تا

به صورت «جَـفر» درآمـده اسـت؛ تا اشـاره ای

باشد به اینکه این علم، از جعفر صادق(ع)بوده؛

ولی، کتاب معتبر در این علم، بسیار کم و نایاب

میـباشـد و آنچه که گاه ... می فروشـند، خالی از

دروغ و یا غلط و اشـتـباه نویسندگان و مؤلـّفـیـن

آنها نیست!"(*3*).این بود پایان نقل قولی که از

استادم " خوانساری" بعمل آوردم)).

(اینشتین:)واین بود پایان این نامه،ازحمیدرضای

عـزیز، این شاهزادۀ اهـل دانش و کـمال. من به

[......] تبریک میگویم که چنین برادرانی دارد.

*****************************************

1- این آدرس مربوط به چاپ قدیم کمپانی است؛

اما در چاپ 110 جلدی اسلامیه،از بحارالانوار

آدرس مطلب مذکور،چنین است: جلد47/ ص16

تا 62، که باب 4 این چاپ میـشود و در صفحۀ

26 آن به لفظ "جفر" دوبار تصریح شده است؛و

همچـنـین، در همین جلد(47)، ص270 تا273

ازباب 9 جدید،دررابطه با تسلط امام صادق(ع)

بر علم جفر و چگونگی آن، احادیثی آمده است.

 2-

 - seine Exzellenz " Sajjed Ahmad

 " Köansari

منظور، آیت الله سیـّد احمـد موسوی خوانساری

است، که در همان دورۀ مرجعیّت مرحوم آیت-

الله بروجردی، او نیز در تهـران از معروفیت و

اشتهاری پایین تر از ایشان، بـرخـوردار بوده و

بنا به نقل استاد کابوک(شعبان طاوسی) درکتاب

 آخرین دفتر خاطرات(1371ش)، چندیـن نفراز

رجال دربار،ازآن جمله : حمید رضا و علیرضا

پهلوی، دوراز چشم مردم و برخی اطـرافیانشان

نزد آن عالم بزرگـوار، درس دینی می خواندند؛

که این به درخواست خود شاه از وی بوده است.

3-میرزا محمد حسن نایینی نـَیـِستانـَکی،درکتاب

گوهر شب چراغ (2/259) مینویسد:"... وگویند

اسـم ((جعفر)) در اصل ((جفر)) بـوده، و الحاق

((ع)) بجهت اشاره به آنست که:از زمان واضع

حقـیقی این عـلـم، که حضرت امیرالمؤمنـیـن(ع)

است،تا زمان شارح ومکمّل ومُفصِّل (= تفصیل-

دهندۀ)آن، که حضرت صادق(ع) است، 70 سال

بوده، که عدد ((ع)) (در الفبای ابجد) می باشـد".

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/14ساعت 8:1  توسط اسکندر جهانگیری 

دررابطه با مطلب شمارۀ دویست وبلاگمان باید 

گفت:متأسفانه تاکنون نتوانسته ایم بفهمیم که این

چند رسالۀ علامۀ مجلسی در جفر،چه نام هایی

داشته و درکدام مجموعه در لندن موجودند؛ وآیا

اکنون هم موجود هستند یا نه ؟! این حاکیست از

غفلت و خوابزدگی ما ایرانیان!...اما در چند جا

از بحارالانوار هم،مهارت مجلسی درعلم جفر و

حروف، نمایان است؛ ازجمله: دراواخرجلد 92

(چاپ اسلامیه/ ص 373 تا 385) که دراسرار

حروف مقطـَّعۀ اوائل سُوَر(مثل: الم؛ کهیعص و

...) احادیثی را آورده؛ و خصوصاً در جلد 52

(همان چاپ / ص106 تا 109/ ذیل حدیث 13

از باب نهی از تعیین وقت ظهور امام زمان-ع)

که ازامام باقر(ع) درمورد تفسیرحروف مذکور

حدیث مشکل و سربسته ای نقل نموده و چندیـن

احتمال ریاضی را به کارمیبندد که توضیح دهد

- طبق تفسیر رمزی ریاضی حروف "الـر" در

این حدیث - چه سالی امام عصر(عج)، احتمالاً

ظهور خواهد کرد؟ وچندین احتمال ریاضی را

ارائه داده که یکی ازآنها: سال2325 قمری(نه

میلادی) است! دقت شود: یعنی ازالآن که سال

1429 قمری است ، حدود 900 سال دیـگــر!

آن هم یک احتمال این است؛ و شاید چند هزار

یا چندین هزار سال دیگر،حضرت ظهور کند!

چون جفر تا آنجا قابل اثبات ریاضی است، که

از این گونه اسرارالـهی، سؤال نشود ؛ و چون

ازاین چیزها سؤال شود یا دراین موارد، روی

حروف مقطـّعه محاسبه بعمل آید، جواب ما در

اصطلاح ریاضیات،((تعریف نشده)) می باشد

و احتمالات ما نیزمعلوم نیست صحیح باشند...

پس چنانکه مجلسی در پایان این محاسبه، خود

میـگوید ، تنها ما موظف هستیم که برای تعجیل

ظهور آن بزرگوار دعا کنیم ... - اسکندر / ج.

  نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت 11:13  توسط اسکندر جهانگیری 

3= دربخش(باب)33(؟) ازجلد 13(بحارالانوار)

- که درآن جلد، در کلّ، شرح حال جناب پیشوای

پنهان(امام غایب)، مهدی گرامی...آمده است(1)-

و درآن بـخـش (باب33؟)، اخلاق و خصوصیّـات

یاران(اصحاب) و اوضاع زمان ظهورش توضیح

داده شده است(*2*)- درصفحۀ 181(رحلی قدیم)

گفتاری(=حدیثی) آورده شده، که: امام صادق- که

درود خدا بر او باد - گفته است:

"علی(ع) سیر می کرد[یا: رفتار می نمود](*3*)

در میان اهل آبادی ها (ی کوفه وعِراق)، با آنچه

که از ((جفر سفید))(=ابیض) می دانـست ودرآن

مندرج بـود. ولـی، قائم خاندان پیامبر(ص)(*4*)

سیر خواهـد نمـود [ و یا: رفتار خواهـد کرد ] در

میان عرب ها، هنگام ظهورش، با ((جفر سرخ))

(=احمر)!". گفته شد(به امام صادق-ع):"جان من

فدای شما ؛ جفر سرخ چیست؟! ". حضرت (امام

صادق-ع)با اشاره ای، انگشت گرامی خود را بر

حلق خود گذاشته و گفت: "این گـونـه!"- یعنی: با

بریدن سرعربها؛چون آنها قومی وحشی وسرکش

هستند وجز زبان زور، چیزی نمی فهمند!

-حمید رضا پهلوی گوید: شاید منظوراین باشد که

آن سَروَر گرامی(=حضرت مهدی) هنگام ظهور

خود،نقشه های تروریست ها وخونخواران عرب

را- که امروز دنیا را به ناامنی کشیده اند- توسط

((جفر سرخ)) میـفهـمد و همگی آن وحشی ها را

به قتل می رساند.

******************************************

* پاورقی ها:

1- جلد سیزدهم قدیم بحارالانوار،عبارت است از

سه جلد 51 و52 و53 از چاپ 110 جلدی.

2- باب مذکور درچاپ جدید(جلد52/ص309 تا

392)، تحت رقم"باب27" آمـده است ؛ زیرا که

شماره گذاری ابواب بحارالانوار،درچاپ رحـلـی

قدیمی،با چاپ جدید، فرق داشته و حمید رضا پ

هم براساس همان چاپ قدیم ، نوشته: "باب33"؛

نیز، ما به فهرست اجمالی خود علامۀ مجلسی از

بحار- که به خط خود اوست ودر جلد 106 چاپ

110 جلدی اسلامیه، آمده است - مراجعه کردیـم

وابواب مجلد 13 رحلی قدیم را شمردیم ( که در

صفحـۀ 183تا188 جلد 106 مذکور،آمده است)

و دیدیم که این باب (ش27درچاپ جدید)، همان

باب سی و سوم این فهرست اسـت. پس شاهزاده

حمیدرضا درست آدرس داده بود وما خطا کردیم

که نوشتیم:شاید وی اشتباه کرده است.لذا درهمین

مقام،اشتباه خودمان را اصلاح میکنیم و از روح

این پژوهشگر دقیق، پوزش میطلبیم -اسکندر/ج؛

* امّا حدیث مذکور، در باب 27، دوبارتحت رقم

7 و18، صفحۀ 313 و 318 ازجلد 52، آمده و

راوی آن رُفـَید اسـت ، که از ارادتمندان امام باقر

(ع) و امام صادق(ع) بوده است ...

3 - umgehen

این فعل در زبان آلمانی دو معنی دارد:الف) سیر

کردن وگردش نمودن-ب)رفتار کردن با دیگران؛

و جالبست که درزبان عربی نیز فعل " سارَ" در

هر دو معنای مذکور (سیرکردن / سیره = رفتار

نمودن) به کار رفته است. چون متن ترجمه شده

به انگلیسی مـرحـوم حمید رضا پـ. برای اینشتین

در دسترس نیست، نمی دانیم او چه ترجمه کرده

است؟ اما با مراجعه به اصل حدیث، دیدیم که در

یکی از دو روایت(ش7)،لفظ " یَسیرُ بـِسیرَةِ..."

آمده است؛ پس یقیـناً معنی "رفتار کردن" میدهد.

4 - Kämpfer

(بمعنی مجاهد و قیام گر = قائم است).

  نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت 1:28  توسط اسکندر جهانگیری 

 2= در بخش(باب) 106 از جلد هفتم - فصل علوم

خاندان پیامبر(=اهل بیت -ع) و امامان(معصوم -ع)

- صفحۀ 281 (*1*)، گفتار شریف دیگری آمده که

جَبرَئیل(*2*) - درود خدا براو- مُرکـّب وقلمی برای

علی و پیامبر- که درود خدا بر هر دو باد - آورد، و

علی(ع) دانش جفر را با آن قلم و مُرکـّب، برپوست

گوسفندی نورسیده که آنرا ذبح کرده بودند،نوشت(یا

شاید منظور این باشد که فرمولـهای جفر را نوشت)

ودر آن علم (= جفر)، تمامی حوادث جهان آفرینش

درهر زمان، ثبت شده بود و (نیز) پیرامون حوادثی

که پس ازپیامبر(ص) برای علی(ع) و خاندانش(ع)

رخ می دادند، توضیح داده شده بود.

- حمیدرضا پهلوی گوید: گویا این مورد، غیر ازآن

موردی بود که الواح موسی(ع) برای پیامبرما(ص)

فرستاده شد، و(چیزهایی) مازاد بر آن(بوده) است.

*******************************************

1- آدرس فوق توسط خود حمید رضا نوشته شده،

که منطبق بر همان چاپ سنگی رحلی بزرگ(25

جلدی کمپانی) بـِحارالانوار است. چاپ جدید 110

جلدی(اسلامیه):جلد 26/ ص 26-27 / حدیث 27   

- که حدیثی مفصل و دوصفحه ایست، وحمید رضا

فشردۀ آنرا برای اینشتین ترجمه کرده است.

2- Der Gabriel

  نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 2:20  توسط اسکندر جهانگیری 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM